تبليغاتX
Mahdi Vojdani - به عنوان آهنگساز جايگاه ندارم
Mahdi Vojdani

فرهنگ‌‌و‌هنر - (مصاحبه با روزنامه حیات نو ۱/۸/۸۷ )

 «اشک‌هايى از بهشت» دومين آلبوم مهدى وجدانى است که مدتى است در بازار موسيقى عرضه و با استقبال نيز مواجه شده است. اين آلبوم پس از تلاش يک سال و نيمه به بازار موسيقى عرضه شده و ساختارى متفاوت از آلبوم قبلى‌ وجدانى «تاريکى زيبا» دارد. «اشک‌هايى از بهشت» تلفيقى از موسيقى کلاسيک و بلوز است. وجدانى در پاسخ به اين سوال که چرا در روزگار ماقطعات ماندگار کمتر ساخته مى‌شود، گفت: در آن زمان بيش‌تر به موسيقى بها داده مى‌شد. به عنوان مثال من در رشته موسيقى تحصيل کرده‌ام و تاکنون دو آلبوم، منتشر کرده‌ام. در کنار اينها، تعدادى هم کنسرت داده‌ام، ولى جايگاه ندارم. وى «جايگاه» را اين طور تعريف کرد که؛ اگر به عنوان يک موزيسين، جايگاه داشته باشم، دغدغه ديگرى ندارم. اما من با وجود اينکه تحصيلاتم و علايقم در حوزه موسيقى است، از 8 صبح تا 4 بعد از ظهر را بايد در اداره‌اى مشغول باشم. در حالى که اگر جايگاه ثابت داشته باشم، اين زمان را صرف موسيقى مى‌کنم. ابتدا بايد ببينيم موسيقى مى‌خواهيم يا خير و بعد راجع به مسائل ديگر صحبت کنيم. اين آهنگساز و نوازنده که تاکنون کنسرت‌هايى در خانه هنرمندان، حوزه هنرى و باغ موزه ملى برگزار کرده است، درباره موسيقى بى‌کلام گفت: فکر مى‌کنم موسيقى با کلام ماندگارتر از موسيقى بى‌کلام است. چون همراه با شعر، تم موسيقى‌ها در ذهن مى‌ماند. آهنگى که توسط مخاطبان، زمزمه مى‌شود در ذهن و زندگى آنها ماندگار است. وى ادامه داد: کار من بيش‌تر در حوزه موسيقى متن فيلم است. اما در آهنگسازى قطعاتم، بخصوص در کارهاى اوليه، مقدارى فضاهاى دراماتيک اعمال کرده‌ام. يعنى يک جور موسيقى تصويرى ساخته‌ام و اصلا از سازهاى ريتميک استفاده نکرده‌ام، حتى از گيتار که مى‌تواند ريتم بسازد، استفاده نکرده‌ام. چرا که فکر مى‌کردم با اين جنس از موسيقى به نوعى سطح کار پايين‌تر مى‌آيد. اما در آلبوم دوم، من به عمد اين کار را کردم. سعى کردم در عين حال که ويژگى‌هاى کارى خودم را حفظ مى‌کنم از موسيقى‌هاى بلوز، کانترى و جز هم استفاده کنم. هرچند که در حوزه موسيقى کلاسيک از آثار شوبرت لذت مى‌برم و از مدرن‌ها، از فيليپ گلس، ارووپارت و پرايزنر. وجدانى که تاکنون آهنگسازى چندين فيلم کوتاه را به عهده داشته است، گفت: موسيقى فيلم در ايران با معضل‌هاى عجيبى روبه‌رو است. به خاطر اينکه تهيه‌کننده براى همه چيز هزينه مى‌کند و در نهايت به موسيقى که مى‌رسد، اعلام مى‌کند که هيچ پولى در کار نيست و توقع دارد که يک ارکستر سمفونيک هم برايش بزند. بعد کارگردان مى‌گويد که اينجا، بازيگر من خوب حس نگرفته است، يک موسيقى بنويس که سوز آن زياد باشد و... به نوعى از موسيقى انتظار معجزه دارند. اين در حالى است که هيچ شناختى از موسيقى فيلم ندارند. موسيقى فيلم، نبايد مبتنى بر اتفاق‌هاى لحظه‌اى باشد. بايد بتواند فضاى کار را بيان کند و داراى موتيف و لايت موتيف باشد. الان هر کسى که 6 ماه کلاس ارگ يا گيتار مى‌رود، به خودش اجازه آهنگسازى مى‌دهد. به لحاظ بازار کار هم هيچ عيار و نظارتى وجود ندارد. از سوى ديگر، نظارت ارشاد هم نظارت فنى و کيفى نيست. به عنوان مثال يکى از ايرادهايى که به آلبوم «تاريکى زيبا» مى‌گرفتند و 6 ماه هم انتشار آن را به تعويق انداختند، اين بود که طرح جلد آن «شات آمريکايي» است. من براى اولين بار اين اصطلاح را در آنجا شنيدم

نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 10:57 توسط مهدی وجدانی|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت